جمعه ای در راه است

جمعه ای در راه است

امام زمان

ظهوری را می پاییم که خداوند یکتا از آدم تا خاتم را به انتظارش نشانده است:

به روزگار جوانی جمعه را منتظر بودیم که می دانستیم آن آفتاب نیمروز از مشرق جمعه بر می آید و هر جمعه که غروبگاه خود را می نمود امید را تازه می کردیم که دگر جمعه ای در راه است نگران مباش...

 

میر من شهسوار دشت امید

با سواران خویش می آید

لـشـگـر یــاس و نــا امیدیـهـا

پیش پایش دگر نمی پاید

 

و اکنون که آفتاب عمر با نزدیک شدن به غروبگاه خود رنگ می بازد و از نهانگاه خود می شنویم

 

دگر این جان خسته ام گویا

 

تــا غروبـی دگــر نمی پاید

 

 

با این بیت خواجه شیراز مترنم می شویم:

 

صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز

 

بود کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم.*

 

 

*رساله زادالسالکین ، ملا محسن فیض کاشانی

انواع شفاعت كارآیى آن در قیامت

انواع شفاعت كارآیى آن در قیامت

اصول اساسی سلوک عرفانی در کلام امام سجاد(ع)

از جمله مسائل عقیدتى كه در ضمن معارف گسترده صحیفه سجادیه، یادگار حضرت زین العابدین، مورد توجه قرار گرفته ، مساله شفاعت است که به دو گونه تصویر شده است:

1- شفاعت به معناى برخوردار شدن انسان از حمایت غیر خدا براى پیشگیرى از تحقق اراده و دور ساختن عقاب الهى از خود! شفاعت به این معنا، هم در قرآن مورد انكار قرار گرفته است و هم در روایات و بیان امام سجاد علیه السلام.

یَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ 1 در آن روز روز قیامت هیچ شفاعت و وساطتى سود نمى بخشد مگر شفاعت كسى كه خداوند رحمان به او اجازه داده باشد تا میان خلق و خدا واسطه شود.

 

امام سجاد علیه السلام نیز در این باره چنین بیان داشته است :

و بیدك ، یا الهى ، جمیع ذلك السبب ، و الیك المفر و المهرب ... اللهم انك ان صرفت عنى وجهك الكریم اومنعتنى فضلك الجسیم ... لم اجد السبیل الى شى ء من املى غیرك لاامر لى مع امرك ماض فى حكمك ...2

خداوند! تمامى عوامل و اسباب كار آمد و مؤثر به دست توست و به اراده تو مى تواند تاثیر كند. تنها پناهگاه و ایمنى بخش تویى !

خداوند! اگر تو لطف و كرامت خویش را از من دریغ كنى و فضل خود را از من بازدارى دیگر راهى به سوى آرزوهایم نخواهم یافت ، جز راه تو... ! با وجود فرمان و حكم تو، در جهت منافع من فرمانى نیست ، حكم تو درباره من گذرا و نافذ است .

 

2- شفاعت به معناى برخوردار شدن انسان از حمایت اولیاى الهى به اذن و اجازه خداوند نه در قبال خواست و اراده او.

شفاعت به این معنا هم در قرآن مورد انكار قرار نگرفته در روایات و تعالیم معصومین امرى تحقق پذیر معرفى شده است. امام سجاد - علیه السلام - نیز در مواردى متعددى به مساله شفاعت پیامبر ائمه علیه السلام و شفاعت اهل نجات و سعادت براى پیشگیرى از تحقق پذیر معرفى شده است. امام سجاد نیز در مواردى متعددى به مساله شفاعت پیامبر صلى الله علیه وآله، شفاعت ائمه و شفاعت اهل نجات و سعادت براى از پادرافتادگان و اداى طاعت، اشاعه كرده است.

 

شفاعت پیامبران براى امتها

اللهم اجعل نبینا صلواتك علیه و على آله یوم القیامة .. امكنهم امكن النبیین منك شفاعة.4

خداوند! پیامبران ما را كه درود تو بر او خاندانش باد - در روز قیامت بیش ‍ از سایر پیامبران حق شفاعت عنایت كن .

امام سجاد علیه السلام با این بیان ، اصل وجود شفاعت را براى انبیا مسلم شمرده و از این رو براى پیامبران اكرم صلى الله علیه وآله كه برترین انبیاست ، امكان شفاعت بیشترى را آرزو كرده است .

در آن روز روز قیامت هیچ شفاعت و وساطتى سود نمى بخشد مگر شفاعت كسى كه خداوند رحمان به او اجازه داده باشد تا میان خلق و خدا واسطه شود

شفاعت اهل بیت علیه السلام براى پیامبران

شفاعت

اللهم ... فانى لم آتك ثقة منى ... لا شفاعة مخلوق رجوته الا بشفاعة محمد و اهل بیته علیه و علیهم سلامك.4

خداوند! به من امید شفاعت جستن از مخلوق ، رو به درگاهت نیاورده ام مگر به امید شفاعت محمد و اهل بیت او - درود تو بر پیامبر و خاندانش ‍ -.

 

شفاعت صالحان ، براى وابستگان خویش

اللهم و ان سبقت مغفرتك لهما فشفعهامى فى ، و ان سبقت لى بشفعنى فیهما حتى نجتمع برافتك فى دار كرامتك.5

خداوند! اگر بخشایش و غفران تو - قبل از من - شامل پدر و مادرم شد، پس آنها شفیع گران ، تا در پرتو لطف تو و در خانه كرمت - بهشت جاویدان - گرد هم و در كنار هم باشیم.

از این نیایش استفاده مى شود كه هرگاه کسی مورد غفران الهى قرار گیرد و به بهشت راه یابد مى تواند به اذن الهى براى وابستگان خود شفاعت كند.

 

شفاعت اعمال مؤمنان، براى آنان

اللهم صل على محمد و آله ... صلاة تشفع لنا یوم لاقیامة ..6

خداوند! بر محمد و خاندان او دورد فرست ؛ درودى كه بتواند در روز قیامت شفیع ما گردد...

درود بر پیامبر صلى الله علیه وآله و خاندان او، یكى از اعمال شایسته مؤمنان است و امام سجاد علیه السلام در این عبارتها به اصحاب و پیروان خود آموخته است كه این عمل نیك خود مى تواند شفیع انسان در روز قیامت قرار گیرد.

 

امام سجاد جمال نیایشگران، احمد ترابى

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

حیله های شیطان در هنگام مرگ

حیله های شیطان در هنگام مرگ  

شیطان

موقعى که انسان در حال احتضار قرار مى گیرد و نزدیک است جان از بدنش مفارقت کند، شیطان با فرزندان و یاران خود بر بالین او حاضر مى شوند و تلاش مى کنند تا با حیله هاى مختلف ایمان  او را گرفته و آن را از چنگش بیرون آورند و این سخت ترین حالت براى محتضر است .

از امام صادق علیه السلام نقل شده است : هیچ انسانى نیست مگر این که در هنگام مرگ شیطان یکى از مأمورین خود را نزد او حاضر مى کند تا وى را وسوسه کند و در دینش به شک اندازد و او را به کفر بکشانند. این وسوسه ادامه دارد تا این که روح از بدن او خارج شود. اگر ایمان محتضر سست و عاریه اى باشد، شیطان به آسانى آن را از او مى گیرد و کافر از دنیا مى رود. و اگر محتضر از مؤ منان حقیقى باشد، شیطان نمى تواند بر او غالب شود و دین و ایمانش را بگیرد.

سپس فرمود: هرگاه یکى از شما بر بالین شخصى از کسان خود رفتید که مرگش فرا رسیده است ، شهادتین را به او تلقین کنید تا شیطان به او دست نیابد.1

در حدیث دیگرى آمده است : وقتى انسان در حال مرگ قرار مى گیرد، شیطان با یارانش بر او وارد مى شوند و در طرف چپ و راست او مى نشینند و مى گویند: دین خود را رها کن و بگو خدا دو تاست تا از این بلا و سختى که به تو روى آورده است نجات پیدا کنى. 2

(چپ و راستى که در حدیث آمده است : کنایه از سعى و کوشش کردن شیطان در گمراه ساختن محتضر است . یا این که طرف راست کنایه از گمراهى در اعتقادات و اعمال صالحه ، مانند خیرات و مبرات است و طرف چپ کنایه از گمراهى به واسطه فسق و فجور و شرب خور جهت علاج درد مى باشد.)

در روایتی آمده است : وقتى انسان در حال مرگ قرار مى گیرد، شیطان با یارانش بر او وارد مى شوند و در طرف چپ و راست او مى نشینند و مى گویند: دین خود را رها کن و بگو خدا دو تاست تا از این بلا و سختى که به تو روى آورده است نجات پیدا کنى.

وارد شده است : انسان هنگام مرگ ، زیاد تشنه مى شود. شیطان از این فرصت براى گرفتن ایمان او استفاده مى کند و ظرف پر از آب سرد و گوارایى را در دست گرفته و بر بالین انسان مى ایستد و ظرف را حرکت مى دهد. محتضر در حالى که شیطان را نمى شناسد به او مى گوید: مقدارى از این آب را به من بده تا بیاشام .

شیطان در جواب او مى گوید: اگر مایل به آشامیدن آب هستى و مى خواهى به تو آب دهم ، بگو خدایى در عالم وجود ندارد.

اگر جواب او را ندهد و صورت خود را از او برگرداند، شیطان از هر طرف پا ظاهر مى شود و آن ظرف را حرکت مى دهد. شخص مؤ من باز درخواست مقدارى آب مى کند.

شیطان مى گوید: اگر مى خواهى به تو آب دهم ، بگو محمد صلى الله علیه و آله و سلم پیامبر من نیست . اگر او ایمانش  عاریه اى باشد آن جمله را مى گوید و بدین وسیله ایمان خود را به شیطان مى دهد و کافر از دنیا مى رود. در این هنگام آن ملعون آب را روى زمین مى ریزد و ظرف را مى شکند و مى گوید: من کار خود را کردم و احتیاجى به تو ندارم . اما اگر ایمانش ثابت و محکم باشد کلام شیطان را رد مى کند و به او توجهى نمى نماید.3

اگر انسان مى خواهد ایمانش دستخوش وسوسه هاى شیطان قرار نگیرد، باید اعمالى را که بزرگان دین به او دستور داده اند انجام دهد. از جمله : هنگام نماز شب از خدا بخواهد که ایمان او را کامل گرداند و شیطان را از او دور کند و در برابر نعمت (ایمانى) که به او عنایت کرده است شکر

از امام صادق علیه السلام نقل شده است : کسى که از نمازهاى خود مواظبت کند و آنها را با شرائطش انجام دهد. هنگامى که شیطان براى گرفتن ایمانش نزد او حاضر مى شود "ملک الموت " آن ملعون را مى راند و دور مى گرداند و شهادتین را به او تلقین مى نماید.

گذار باشد و به بندگان خدا ستم روا ندارد، دعاى عدلیه را زیاد بخواند، اعتقاد خود را به پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم و ائمه معصوم علیهم السلام محکم کند. نمازهاى خود را ضایع نکند و از آن ها مواظبت نماید در اول وقت بخواند. از

روح

طرفى اطرافیان محتضر باید هنگام مرگ بر بالین او قرآن بخوانند و شهادتین را به او تلقین کنند تا جان از بدنش ‍ مفارقت نماید.

از امام صادق علیه السلام نقل شده است : کسى که از نمازهاى خود مواظبت کند و آنها را با شرائطش انجام دهد. هنگامى که شیطان براى گرفتن ایمانش نزد او حاضر مى شود "ملک الموت " آن ملعون را مى راند و دور مى گرداند و شهادتین را به او تلقین مى نماید. 4

شیطان براى گرفتن ایمان انسان و گمراه کردن او از راه هاى گوناگونى وارد مى شود تا به مقصود پلید خود برسد.

امام صادق علیه السلام در این باره فرمود: شیطان ممکن است به صورت جد و پدر انسان در آید و بگوید: از مذهب و ایمان خود دست بردار، زیرا من هم بر این دین بودم و اکنون مرا به واسطه آن عذاب مى کنند.

سپس فرمود: از این جهت خویشان محتضر باید شهادتین را به او تلقین کنند و اعتقادات را به وى تذکر دهند؛ زیرا شیطان دشمنى آشکار براى انسان است .5

وقتى انسان از دنیا مى رود باز شیطان دست از او بر نمى دارد و سعى مى کند به هر نحوى جنازه او را آزار دهد و انتقام خود را از او بگیرد.

امام صادق علیه السلام در این باره فرمود: مرده هاى خود را هرگز تنها نگذارید؛ زیرا شیطان با آنان بازى مى کند و به اندرونشان ضرر مى رساند. 6

(ممکن است مراد این باشد که شیطان حشرات یا حیوانات را مانند گربه و موش و مورچه و سوسک و مانند اینها را برانگیزد تا بر جسد میت راه پیدا کنند و از راه بینى و دهان و گوش داخل اندرون او شوند، اعضا و جوارح او را بخورند و مجروح گردانند). 7

 منبع :انسان از مرگ تا برزخ مؤ لف : نعمت اله صالحى حاجى آبادى

تنظیم : گروه دین و اندیشه تبیان


1- لئالى ، ج 5، ص 6. من لایحضره الفقیه ، ج 1، ص 183. از چهار جلدى ها، روضة المتقین ، ج 1، ص ‍ 342.

2 -لئالى ، ج 5، ص 7.

3- لئالى ، ج 5، ص 7.

4- من لایحضره الفقیه ، چهار جلدى ها، ج 4، ص 191.

5- روضه المتقین ، ج 1، ص 342.

6- من لا یحضره الفقیه ، چهار جلدى ها، ج 1، ص 200، روضه المتقین ، ج 1، ص 370.

7- برای اطلاعات بیشتر ر. ک. به شیطان در کمین گاه از همین نویسنده

نعمت بدقولی برای منافق

بدقولي و آفت هاي آن

در اين نوشتار جايگاه وفا به عهد و پايبندي به قول و قرار براساس آموزه هاي قرآن تبيين شده و تحليل قرآن از نابهنجاري بدقولي به رشته تحرير درآمده است.

قرار...

قول و قرار

يكي از موضوعاتي كه پيوندهاي اجتماعي بر آن قرار مي گيرد، قول و قرار است. قول به معناي گفتار و سخن و قرار به معناي عهد و پيمان در اين جا موردنظر مي باشد. درحقيقت شخص با سخن خويش عهد و پيماني را با ديگري مي بندد و شخص ديگر را مطمئن مي سازد كه بدان عمل كرده و مطابق قول و سخن خويش، كاري را انجام دهد.

بسياري از معاملات و حتي تعاملات اجتماعي براساس عهد و پيمان هاي شفاهي انجام مي پذيرد. هرچند كه در آيات قرآني به عنوان يك آموزه حقوقي و اخلاقي از مؤمنان خواسته شده تا در حوزه معاملات، به نگارش عقود و عهود بپردازند، تا بتوان براساس آن استناد حقوقي كرد ولي در بسياري از روابط اجتماعي و كارها اين امكان وجود ندارد كه به شكل نوشتاري درآيد. از اين رو قول و قرار به معناي مهم ترين ابزار تعاملات اجتماعي موردتوجه و بهره برداري از سوي همگان مي باشد.

در ادبيات عربي از معاملات به عنوان صفقه ياد مي شود كه زدن دو دست به يك ديگر پس از انجام توافقات و قول و قرارها مي باشد. اين واژه به خوبي تبيين مي كند كه اصول معاملات بر قول و قرار نهاده شده و زدن دست به يك ديگر نشانه تمثيلي از پيمان و قرارداد است.

همين معنا را مي توان در مهم ترين امر اجتماعي يعني قرارداد و پيمان ميان ملت با دولت و يا با امت امام يافت. بيعت نيز به معناي قراردادي است كه ميان امام و امت و دولت و ملت بسته مي شود و دست زدن و صفقه در آن نيز به عنوان تمثيل و نشانه قرارداد بيعت در آن، خودنمايي مي كند.

در آيات 23 و 24 سوره احزاب يكي از نشانه هاي ايمان را پاي بندي به عهد و پيمان مي شمارد و در آيه نخست سوره مائده فرمان مي دهد كه مؤمنان نسبت به هر عقد و عهدي وفادار باشند.

در اين فرمان تفاوتي ميان عهدي كه به شكل نوشتار و يا قول و قرار باشد، گذاشته نشده است. بنابراين وفا به عهد و عقد كه در اين آيه و آيات ديگر مطرح مي شود، شامل وفاي به قول و قرار شفاهي و زباني نيز مي شود.

نشانه منافق سه چيز است: دروغگويي، پيمان شكني، و خيانت در امانت

ادامه نوشته

آیا در آخرت تكامل انسان به درجات عالیتر وجود دارد؟

 آیا در آخرت تكامل انسان به درجات عالیتر وجود دارد؟

پیش به سوی آخرت

این سؤال حاوی دو نكته است: اول این كه آیا نجات از دوزخ به معنای تكامل است؟ دوم این كه در بهشت ازدرجه‏ای به درجه بالاتری رفتن، تكامل محسوب می‏شود؟

راجع به سؤال اول باید گفت: اصولاً معنای نجات از دوزخ تكامل نیست. نظیر این كه به كسی گفته شود: رتبه شما چنین است، به شرط این كه این جریمه را بپردازید. در این جا پرداختن آن جریمه، به خاطر تخلّفی كه كرده است،تكامل محسوب نمی‏شود. رتبه‏اش تعیین شده، ولی بر اثر سنگی كه خودش بر سر راه انداخته باید از آن مانع عبور كند تا به رتبه و جایگاهی كه شایسته آن است نائل آید و به عبارت دیگر رتبه چنین شخصی در قیامت، تعیین شده و آن عبارت است از این كه جایگاهش فلان مرتبه از بهشت برین با اعراف است (به خاطر اعمال نیك و ایمان او)؛ به انضمام عذاب دوزخ در مدت مقرر (به خاطر گناهان و تخلفاتی كه مرتكب شده است). و اما نكته دوم: در این راستا سه نظریه مطرح است:

الف) به طور كلی تكاملی وجود ندارد و هر چه هست تجلّی كمالات گذشته است و چیزی بر كمال انسان افزوده نمی‏شود.

ب ) تكامل ادامه دارد، ولی این تكامل بر اساس همان نهالی است كه در دنیا غرس نموده و هم اكنون نیز به رشد خود ادامه می‏دهد؛ نه به این معنا كه انسان كار جدیدی در بهشت برین انجام می‏دهد و تكامل پیدا می‏كند.

ج ) تكامل وجود دارد و هم بر اساس نهالی است كه در دنیا غرس نموده و هم براساس عبادت یا تلاوتی است كه احیانا در بهشت برین انجام خواهد داد.

ادامه نوشته

برهوت کجاست ؟

برهوت کجاست ؟

جهنم

یکى از مباحثى که در ارتباط با عالم برزخ مطرح است برهوت است .برهوت مانند وادى السلام که جایگاه ارواح مومنین وادى السلام و جایگاه ارواح کفار، مشرکین و منافقین در برهوت است .

برای معرفی برهوت از زبان معصومین که صدیق ترین مردمانند استفاده میکنیم.

1- مرحوم شیخ کلینى در کافى به نقل از حضرت صادق (ع ) آورده است :

... عن ابى عبدالله (ع ) عن آبائه علیهم السلام قال : قال امیر المومنین (ع ): شر ماء على وجه الارض ، ماء برهوت و هو الذى بحضرموت ترده هام الکفار 1

بدترین آب هاى روى زمین آبى است که در برهوت است و آن در بیابان حضرموت واقع است ، ارواح کفار را به آنجا مى برند.

2- و نیز در همان کتاب به نقل از حضرت صادق (ع ) آورده است :

... عن ابى عبدالله (ع ) قال : قال رسول الله (ص ):... خیر ماء على وجه الارض ماء زمزم ، و شر ماء على وجه الارض ماء برهوت ، و هو وادى بحضرموت یرد علیه هام الکفار و صداهم 2

رسول خدا (ص ) فرمود: بهترین آبهاى روى زمین آب زمزم ، و بدترین آبها، آب برهوت است که در بیابان حضرموت واقع شده و ارواح کفار با بدن هاى مثالى خود به آنجا منتقل مى شوند.

ادامه نوشته

اوقات فراغت

دوستان سلام

هیئت در نظر داره در ایام تابستون کلاسهایی تحت عنوان هسته ها ی فرهنگی جهت بالا بردن سطح معرفت وشناخت نسبت به ائمه معصومین(علیهم السلام) در یک دوره ۴۵ روزه  از اوایل تیر ماه (بعد از اعتکاف )برگزار کنه.

جهت ثبت نام با۰۹۳۶۴۱۶۶۹۶۹ تماس بگیرید.

در ضمن در پایان دوره یک برنامه اردویی بسیار مفید و جذاب برنامه ریزی شده.

یا علی

پاسخ امام جواد علیه السلام به مدعی فضیلت های عمر و ابوبکر

امام جواد علیه السلام و فضیلتهای عمر و ابوبکر

امام جواد علیه السلام

پس از آن که مأمون دخترش را به امام جواد تزویج کرد در مجلسی که مأمون و امام و یحیی بن اکثم و گروه بسیاری در آن حضور داشتند، یحیی عرض کرد: ای پسر رسول خدا! نظر شما درباره روایتی که (در مدارک اهل سنت) نقل شده است: که جبرئیل به حضور پیامبر رسید و گفت: یا محمد! خدا به شما سلام می رساند و می گوید: من از ابوبکر راضی هستم، از او بپرس که آیا او هم از من راضی است؟. نظر شما درباره این حدیث چیست؟1

امام فرمود: من منکر فضیلت ابوبکر نیستم، ولی کسی که این خبر را نقل می کند باید خبر دیگری را نیز که پیامبر اسلام در حجة الوداع بیان کرد، از نظر دور ندارد. پیامبر فرمود: کسانی که بر من دروغ می بندند، بسیار شده اند و بعد از من نیز بسیار خواهند بود. هر کس بعمد بر من دروغ ببندد، جایگاهش در آتش خواهد بود. پس چون حدیثی از من برای شما نقل شد، آن را به کتاب خدا و سنت من عرضه کنید، آنچه را که با کتاب خدا و سنت من موافق بود، بگیرید و آنچه را که مخالف کتاب خدا و سنت من بود، رها کنید.

ادامه نوشته

چهل دُّر مرواريد از كلام جوادالائمه عليه السلام

چهل دُّر مرواريد از كلام جوادالائمه عليه السلام

امام جواد عليه السلام

قالَ الاِْمامُ الجَواد(عليه السلام):

1- نياز مؤمن به سه چيز

«أَلْمُؤْمِنُ يَحْتاجُ إِلى تَوْفيق مِنَ اللهِ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ يَنْصَحُهُ»؛‌ مؤمن نياز دارد به توفيقى از جانب خدا، و به پندگويى از درون خودش، و به پذيرش از كسى كه او را نصيحت كند.

2- استوار كن، آشكار كن!

«إِظْهارُ الشَّىْءِ قَبْلَ أَنْ يُسْتَحْكَمَ مَفْسَدَةٌ لَهُ»؛ اظهار چيزى قبل از آن كه محكم و پايدار شود سبب تباهى آن است.

3- كيفيّت بيعت زنان با رسول خدا(صلى الله عليه وآله)

«كانَتْ مُبايَعَةُ رَسُولِ اللهِ(صلى الله عليه وآله) النِّساءَ أَنْ يَغْمِسَ يَدَهُ فى إِناء فيهِ ماءٌ ثُمَّ يُخْرِجُها وَ تَغْمِسُ النِّساءُ بِأَيْديهِنَّ فى ذلِكَ الاِْناءِ بِالاِْقْرارِ وَ الاِْيمانِ بِاللهِ وَ التَّصْديقِ بِرَسُولِهِ عَلى ما أَخَذَ عَلَيْهِنَّ»؛ بيعت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) با زنان اين چنين بود كه آن حضرت دستش را در ظرف آبى فرو مى‌برد و بيرون مى‌آورد و زنان [نيز] با اقرار و ايمان به خدا و رسولش، دست در آن ظرف آب فرو مى‌كردند، به قصد تعهّد آنچه بر آنها لازم بود.

4- قطع نعمت، نتيجه ناسپاسى

«لا يَنْقَطِعُ الْمَزيدُ مِنَ اللهِ حَتّى يَنْقَطِعَ الشُّكْرُ مِنَ الْعِبادِ»؛ افزونى نعمت از جانب خدا بريده نشود تا آن هنگام كه شكرگزارى از سوى بندگان بريده شود.

5- نتيجه تأخير در توبه

«تَأخيرُ التَّوْبَةِ إِغْتِرارٌ وَ طُولُ التَّسْويفِ حَيْرَةٌ، وَ الاِْعْتِذارُ عَلَى اللهِ هَلَكَةٌ وَ الاِْصْرارُ عَلَى الذَّنْبِ أَمْنٌ لِمَكْرِ اللهِ "فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ"»؛ (سوره اعراف، آيه 99) به تأخير انداختن توبه نوعى خودفريبى است، و وعده دروغ دادن نوعى سرگردانى است، و عذرتراشى در برابر خدا نابودى است، و پا فشارى بر گناه آسودگى از مكر خداست. «از مكر خدا آسوده نباشند جز مردمان زيانكار.»

ادامه نوشته

جوان‌ترين جواد

جوان‌ترين جواد

امام جواد عليه السلام

زدودن يک ترديد

از آن‌جا که امام جواد عليه‌السلام در کودکي به منصب امامت رسيد، طبعاً اولين پرسش در هنگام مطالعه زندگي ايشان آن است که چگونه يک نوجوان مي‌تواند مسئوليت حساس و سنگين پيشوايي مسلمانان را بر عهده بگيرد؟ در پاسخ اين سؤال بايد گفت: اگرچه دوران شکوفايي عقل و جسم انسان حد و مرز خاصي دارد که با رسيدن آن زمان، جسم و روان به حد کمال مي‌رسند، ولي چه مانعي دارد که خداوند حکيم براي مصالحي اين دوران را براي بعضي از بندگان خاص خود کوتاه ساخته و در سال‌هاي کمتري خلاصه کند؟ در تاريخ بشر نيز همواره انسان‌هايي بوده‌اند که در پرتو لطف و عنايت خاصي که از سوي خالق جهان به آنان شده، در کودکي به مقام پيشوايي و رهبري امتي نائل شده‌اند. در قرآن کريم داستان اعطاي رسالت به حضرت يحيي عليه‌السلام در کودکي(1) و سخن گفتن و پيامبري حضرت عيسي در گاهواره شاهدي بر اين معناست.(2)

 

الهام غيبي

بدون ترديد، امامت اعجازآميز امام جواد عليه‌السلام جز با اتصال آن امام به منبع سرشار علم الهي شدني نيست. اين امر مبتني بر بنيادهاي پوشيده و غيبي جهان است. آن ‌کس که بتواند در چنين سن و سالي رهبري قومي را که در سرزمين‌هاي دور و نزديک گسترده بودند، عهده‌دار شود و در برابر تهاجم انبوه دشمنان از پاي نلغزد و پايدار بماند، هاله‌اي از الهام غيبي را بر گرد وجود خويش دارد. همين امر بود که بر ايمان پيروان آن حضرت به مفهوم سترگ امامت مي‌افزود و گام‌هايشان را در طريق اطاعت از آن امام همام راسخ‌تر مي‌کرد.

 

مناظرات امام جواد عليه‌السلام

عهده‌داري رهبري در خردسالي، نخستين ‌بار درباره امام جواد عليه السلام تحقق يافت. سن کم آن حضرت حتي عده‌اي از شيعيان را درباره مسأله امامت به ترديد انداخته بود. اين امر از يک سو و رواج و رونق بسياري از مکتب‌هاي فکري که حمايت مادي و معنوي حکومت وقت را نيز به همراه داشتند و اين امر با عقل ظاهربين آنان توجيه شدني نبود، از سوي ديگر، باعث شد که پيوسته سؤالات سخت و پيچيده از محضر امام جواد عليه‌السلام مطرح شود و آن حضرت را در ميدان مناظرات علمي با بزرگان و دانايان بيازمايند. اما امام جواد عليه السلام در پرتو علم امامت در همه اين بحث‌ها و مناظرات علمي با پاسخ‌هاي قاطع و روشنگر، هرگونه شک و ترديد را درباره پيشوايي خود از بين برد و امامت خود و نيز اصل امامت را تثبيت کرد. به همين دليل بعد از او در دوران امامت حضرت هادي عليه السلام (که او نيز در کودکي به امامت رسيد) اين موضوع، مشکلي ايجاد نکرد؛ چرا که براي همه روشن شده بود که خردسالي دخالتي در برخورداري از اين منصب خدايي ندارد. (4)

برخي مال و منال، و گروهي نسب و نژاد را شرافت مي‌دانند. پاره‌اي از مردم به جمال، برخي به رياست و سرانجام عده‌اي نيز به گذشته‌هاي ‌دور خويش مي‌بالند. اما در منطق امام جواد عليه‌السلام شرافت واقعي و اصالت از آن دانشي است که زينت‌بخش فرد مي‌گردد و بزرگواري و عظمت تنها با کسب فضايل روحي و معنوي حاصل مي‌شود.

شکوفه‌هاي اعجاز

امام جواد عليه‌السلام از مدينه مي‌آمد و اينک در شهر کوفه، مردم به استقبالش آمده بودند. در هنگام نماز، براي آن حضرت کو‌‌زه‌اي آب آوردند تا در کنار درخت خشکيده خرمايي وضو بگيرند و نماز را به جماعت اقامه کنند. بعد از نماز، مردم به هنگام خروج از مسجد، آن درخت خشک شده خرما را سرسبز و پر ميوه ديدند و از خرماي آن خوردند و از لذيذي و شيريني آن خرما شگفت زده شدند. (5)

 

ثروت واقعي

گاه انسان‌هايي در اوج نياز، به مقام بي‌نيازي از ديگران مي‌رسند و گاه از آن سوي مردماني که غرق در ثروت و نعمتند، همچنان دست طلب و چشم طمع به مال دنيا دارند. اينان کاسه‌هاي گدايي خويش را به نزد صاحبان جاه و جلال دنيا مي‌برند و غافلند که آنان خود نيازمند و زوال‌پذيرند؛ چرا که به گفته سعدي:

درويش و غني بنده اين خاک درند                                                 آنان که غني‌ترند؛ محتاج‌ترند

تنها اميد حقيقي که هرگز رنگ فنا و زوال نپذيرد، بارگاه قدس خداوندي است و هر که به اين سرچشمه غني اعتماد کند نه تنها محتاج اين و آن نخواهد بود که حتي محبوب خلق و خدا مي‌شود. اين همان معناي سخن امام جواد عليه‌السلام است که مي‌فرمايند: «فردي که تنها تکيه‌گاهش پروردگار باشد به غناي واقعي مي‌رسد و ديگران نيازمند او مي‌شوند و آن کس که تقوا پيشه خود سازد، محبوب مردمان مي‌شود.» (6)

 

شرافت واقعي

برخي مال و منال، و گروهي نسب و نژاد را شرافت مي‌دانند. پاره‌اي از مردم به جمال، برخي به رياست و سرانجام عده‌اي نيز به گذشته‌هاي ‌دور خويش مي‌بالند. اما در منطق امام جواد عليه‌السلام شرافت واقعي و اصالت از آن دانشي است که زينت‌بخش فرد مي‌گردد و بزرگواري و عظمت تنها با کسب فضايل روحي و معنوي حاصل مي‌شود. آن امام همام در اين باره مي‌فرمايند: «شريف واقعي فردي است که با شرافت دانش آراسته گردد و سيادت و بزرگواري حقيقي از آن کسي است که راه تقوا و خداشناسي پيش گيرد.»(7)

 

کم‌گويي

سخن هر فرد معيار عقل و ميزان درک و فهم اوست. با سخن ‌گفتن، زواياي ضمير انسان روشن مي‌شود، پس چه بهتر که انسان با گزيده‌گويي و کم‌گويي و دقت و تأمل در سخنان خويش تن و روان خود را از لغزش‌ها و آسيب‌ها مصون بدارد؛ زيرا زبان است که رازهاي آدمي را فاش ساخته، سرّ نهان او را آشکار مي‌سازد. امام جواد در بيان اهميت مراقبت از زبان و گفتار چنين مي‌فرمايند: «(شخصيت) آدمي در زير زبان خود پنهان است.» (8)

 

پي‌نوشت‌ها:

1. مريم: 12.

2. همان، آيات 30 ـ 32.

3. سيره پيشوايان، ص 535 .

4. همان، ص 543.

5. داستان‌هايي از امام کاظم و امام جواد عليهماالسلام، ص 149 (با تصرف)/ اصول کافي، ج 2، ص 421 .

6. نورالاصبار، ص 220.

7. الفصول المهمه، ص 257.

 

منبع:

مجله ديدار آشنا، ش 60، عبدالله نيازي .

ثبت نام اعتكاف

بسمه تعالی

بدينوسيله از تمامي عزيزاني كه تمايل به حضور در برنامه معنوي اعتكاف را دارند دعوت به عمل ميايد جهت ثبت در ساعات اداري به سازمان تبليغات اسلامي ويا به مسجد جامع گرمسار مراجعه نمايند.