نباید تصور نمود که تئوری سیطره  فرقه بهائیت صرفا یک آرزوی ذهنی است بلکه واقعیت عینی نشان می دهد که آنچه در ایران تحت عنوان " بهائیت " نام گرفته است ، مجموعه ای است که تمام عناصر و اجزائش دریک سازمان متشکل و هماهنگ ، گردیده و تحت قیادت یک" حکومت مستقل " به جانب هدف مذکور (سلطه و تخریب جمهوری اسلامی ) پیش میرود ! شوقی آفندی خود در این زمینه میگوید :

"" مگذارید اشتباه شود ، اصل وحدت عالم انسانی ... صرف احساسات خام و ابراز امیدی زاهدانه نیست .... بلکه با موسسه ای پیوستگی جدا ناپذیر دارد که آن قابلیت و لیاقت را داراست تا حقیقتآآنرامجسم سازد ""   

  شاید بکار گرفتن ترکیب "حکومت مستقل " ابتدا اغراق آمیزبنظرمیآید   لیکن مدارک و توضیحات درآینده مسئله را روشنتر خواهد کرد و خواهیم دید که تشکیلات بهائی نه تنها       در دراز مدت آنطور که گفتیم (با حاکمیت و استقلال کشور ما تضاد اساسی دارد)موجودیت فعلی و آزادی عمل آنها نیز دقیقا بمعنای نفی حاکمیت ملی است و تصوراغراق آمیز بودن این مدعاها به دلیل یکی دیگر از ویژگیهای بهائیت یعنی :

 رعایت اختفا و استتارکامل در مقاصد واقعی و اقدامات عملی و تظاهر دروغین و مظلومانه بهائیانی که کارشان صرفا تبلیغ یکسری تعالیم اخلاقی مذهبی است و اصولا از مسائل سیاسی بدورند .یک نوع خوش خیالی می باشد

راستی داشتن هئیت حاکمه مستقل و تشکیلات حزبی و قوای تقنینی و قضائی و اجرائی جداگانه ، طرح و اجرای نقشه های زمان بندی شده باصطلاح "تحکیم و توسعه " چه معنای بجز استقلال سیاسی و خروج ازحاکمیت ملی دارد ؟

  محفل ( ملی یا محلی)بهائی بعنوان یک حکومت مطلقه همه اقتدارات حکومتی  یکجا بدان تفویض شده است لزوم " " تمرکز قدرت " "  در محفل از دیدگاه دیگری نیز حائز اهمیت میباشد و آن نقشی است که محفل ملی و محافل محلی در حفظ و توسعه قدرت بمنظور دستیابی به حکومت آشکار بر عهده دارند .نظم اداری اصطلاحی است که هم بر شبکه فعلی تشکیلات اطلاق میگردد و هم بر وضعیت آینده آن که به زعم آنها باید اداره کننده حکومت رسمی مملکتی باشد ، بعبارت دیگر شبکه مرتبط محفل ملی و محافل محلی که در حال حاضر در ایران فعالیت دارند زمانی ( در شکل تکامل یافته خود ) باید حاکم بر مقدرات ملک و ملت ایران باشد ! و چنین است که" " توسعه طلبی " " لازمه  ذاتی (نظم اداری بهائی ) میباشد !" محفل " برای اجرای طرحهای " تحکیم و توسعه" نیاز به " قدرت " دارد و این ضرورت اساسی حاکمیت محفل است. بگذارید از زبان خود شوقی آفندی بشنویم که سالها پیش گفته است بهائیت دوره کودکی (رشد ) و تحول را میگذراند و درنتیجه برای رسیدن به بلوغ نیازمند قدرت است ، وی تاکیدمیکندکه اگر ضرورت حیاتی درک نشود بنیان بهائیت متزلزل و نقشه های آینده عقیم خواهند ماند .

((لزوم تمرکز قدرت و اختیارات در محفل ملی و محافل محلی وقتی معلوم ومبرهن میگردد که متوجه گردیم امر حضرت بهاء اله هنوز در مرحله طفولیت و دوره تحول است ... هرگاه این هئیت که رسما معرف و مسئول امراله (بهائیت )است به این فرضیه اصلی که لازم هرگونه موفقیت است پی نبرد بنیان امر اله متزلزل و نقشه های عظیمی که ... از برای مستقبل ایام پیش بینی شده بنحو تاثر آوری دچار تعویق خواهد گردید)) ( نظامات بهائی نوشته شوقی افندی – ص۱۰۰).

فراز بالا به تنهائی گویای همه چیز هست : " تمرکزقدرت " در محفل با بیان امراله سرو کار دارد ، لازمه رشد و تحول و ضرورت اساسی برای اجرای نقشه های عظیم آینده !!؟ است .

در رابطه بین فرد و محفل ، فرد باید مطیع کامل و بی قید  شرط محفل باشد این اصل قدرت را بطور کامل از افراد میگیرد و به محفل منتقل مینماید و بدین ترتیب یک فرد بهائی در جامعه ما از آنروی که بهائیت همراه با کلیه امکانات و موقعیتهای سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و غیره بعنوان یک مهره فزاینده قدرت در اختیار محفل قرار میگیرد و زیر نظر محفل در موضع خود انجام وظیفه می نماید

در کتاب نظم اداری ص ۲۷ آمده است :(( محفل روحانی دارای قدرت کاملی میباشد و اطاعتش بر فرد فرد احبای الهی درهر مقام و سمتی که هستند لازم و ضروری است )).

  بنابراین بسیار طبیعی است که ازدیاد این کانون های نامشروع " قدرت و توسعه " در نقاط مختلف ایران تا اینحد مورد  توجه بیت العدل  نامشروع درحیفا باشد که در اغلب نقشه ها و پیامهای خودجای مهمی برای آن باز نماید .

محفل ایران بدستور بیت العدل نامشروع در حیفا همواره وجهه همت خود را بر این موضوع قرارداده که تحت عنوان مهاجرت ، بهائیان را از نقاطی که تعدادشان زیادتر است به نقاطی که بهائی ندارد و یا کم دارد کوچ دهد تا درنقاط دیگر از طریق تبلیغ ، با وعده های پوچ و دروغین ، افراد ساده دل و بیخبر بومی را فریفته و به جمع خود وارد نمایند و به کمک آنها"محفل " جدیدی  تشکیل دهند بیجهت نیست که لجنه های ملی و محلی "مهاجرت داخله " و"نشر نفحات اله " (یعنی تبلیغ ) از فعالترین ارگانهای تشکیلات بهائی در سراسر ایران هستند . تعداد محافل محلی در ابتدای نقشه پنج ساله ( بهار سال۱۳۵۳) در حدود۵۵۰ عدد در نقاط مختلف ایران بود که طبق نقشه بیت العدل نامشروع در حیفا خواسته بود که تا پایان نقشه (بهار۱۳۵۸) این عدد را به دوبرابر خود یعنی ۱۱۰۰ برسانند !

بیت العدل نامشروع در یکی از پیامهایش که در اواسط نقشه مزبور به ایران فرستاده خطاب به کنگره سالانه اعضای محفل ملی و نمایندگان محلی ( انجمن شور روحانی ملی ) دستورمیدهد که از طریق تبلیغ (بهائی کردن افراد بومی ) و مهاجرت افراد بهائی تعداد محافل رادر سراسر ایران افزایش دهید :

(( تاسیس مراکز و محافل جدید از طریق تبلیغ ومهاجرت که مستلزم حرکت یاران از نقاط پرجمعیت و استقرار و ایجاد کسب و کار در مراکز لازمه است باید مطمح توجه نمایندگان انجمن شور روحانی و سایر دوائر وتشکیلات در سراسر آن اقلیم (ایران) گردد )) .(به نقل از پیام بیت العدل ۱۵ خرداد ۱۳۵۶) .

هر محفل جدید التاسیس که مولود تلاش و همکاری محافل قدیمی است پس از تشکیل خود در مجموعه آنها قرار میگیرد و به تشکیل محافل جدید کمک می کند ... در بهائیت تبلیغ بعنوان یک وظیفه همگانی با دو –هدف اصلی صور ت میگیردتشکیلات فرقه بهائی بمنظور ازدیاد نیرو وقدرت انسانی خوب تحت فرمان خود نیاز به "عضوگیری " دارند و چون عضو گیری را در محیط خود انجام میدهندمفهوم پیشروی در جامعه و اشغال تدریجی آنرا نیز دارا میباشد عضو گیری یکی از دو هدف اصلی فرقه بهائیت از تبلیغ است که با استفاده از روش تبلیغ متمرکز روی ، یک فرد یا یک خانواده غیر بهائی انجام میگردد ، محفل تهران هدف عضو گیری (ازدیاد نفوس ) و نقش توسعه طلبی تبلیغ را اینگونه بیان می کند:

  ""منظور از تبلیغ و مهاجرت ازدیاد نفوس احباء و فتح نقاط و تکثیر جمعیتها و محافل میباشد ""

 دومین هدف از تبلیغ رفع موانع و ایجاد زمینه فکری لازم جهت پیشرفت اهداف توسعه طلبانه  فرقه بهائیت میباشد ، طبیعی است که در کشوری مانند ایران پیشرفت بهائیت با مقاومت روبرو میگردد این مقاومت به دوعلت ممکن است باشد : یکی وجود علائق مذهبی و غیرتهای غیر مذهبی ، ملی ،ُ وطنی و غیره که چون سد راهشان است "تعصبات  جاهلانه " نام میگیرد ، و دیگر عدم اعتماد و خوشبینی مردم نسبت به حسن نیت ظاهری بهائیان ، وتبلیغ زمینه ساز یا غیر متمرکز (وبقول خودشان ابلاغ کلمه ) هدفش از بین بردن هردو عامل مقاومت فوق الذکر است و در واقع سکه ای است که یک روی آن "تعصب زدائی " نسبت به هویت فرهنگی و ملی و روی دیگر "ایجاد خوشبینی " (نسبت به بهائیان و اهداف بظاهر بشر دوستانه آنها ) در جهت تحقق " وحدت عالم انسانی " میباشد ، در این زمینه مدارک فراوانی وجود دارد که ما فقط نمونه ای از آنرا ذکر میکنیم :

 بیت العدل نامشروع در حیفادر یکی از پیامهایش به بهائیان ایران ضمن فرامین تبلیغی هردوروی این سکه را مینماید :

 (( مقصود از تبیلغ امراله ... رفع تعصبات جاهلانه است .... نفوس غیر بهائی  ولو مومن نگردند خاضع شوند و ستایش بهائیان نمایند حتی در هنگام ضرورت!!! حمایت یاران کنند ومقاومت اهل عدوان نمایند!!! لیکن قیامی عام باید!!! تا چنانکه باید و شاید نتیجه مطلوب حاصل شود))

در پست مطلب آتی به زوایای دیگری از اهداف خائنانه بیت العدل نامشروع خواهیم پرداخت.