احادیثی درباره ی عظمت روز عرفه
kheyme.blogfa.com:در ذیل احادیثی درباره ی عظمت روز عرفه از کتاب شرح صحیفه ی سجادیه جلد دوازدهم تالیف استاد حسین انصاریان نقل می نماییم.
در آثار اسلامى و معارف الهى آمده كه روز عرفه روزى است كه حضرت حق بندگانش را به عبادت و طاعت خوانده، و در اين روز سفره جود و احسانش را براى آنان گسترده، و براى شيطان رجيم در اين روز خوار و حقيرتر و رانده تر و خشمناكترين اوقات خواهد بود.
از روزهاى برگزيده خداوند روز عرفه است و از جايگاه هاى مهم در واجبات حج، موقف عرفات است.
روايت شده كه حضرت زين العابدين عليه السلام در اين روز سائلى را ديدند دست گدايى به سوى مردم دراز كرده، به او فرمود: واى بر تو! آيا در چنين موقعيتى از غير خدا سؤال مىكنى و حال اينكه اميد مىرود در اين روز فضل الهى شامل حال اطفال در رحم شود و آنان به سعادت برسند؟! «1»
اين روز به اندازهاى نزد پروردگار ارزشمند بوده كه بر آن سوگند ياد نموده است.
«2»
و سوگند به روزى كه [برپا شدنش را براى داورى ميان مردم] وعده دادهاند* و سوگند به شاهد [كه پيامبر هر امّت است] و مورد مشاهده [كه اعمال هر امت است؛]
براى آيه فوق، حدود سى مصداق گفته شده است، از جمله در برخى تفاسير چنين آمده است:
«از ابن عباس وقتاده و نيز امام محمد باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است كه:
شاهد (گواه) روز جمعه است و مشهود (گواه شده) روز عرفه است.» «3» زيرا جمعه بر همه اعمالى كه در آن روز صورت مىگيرد گواهى مىدهد و روز عرفه هم، مردم در موسم حج گواهى مىشوند و فرشتگان هم بر آن گواهى می دهند.
بعضى از گناهان تنها در عرفات بخشيده مىشود و هيچ حاجتمندى دست خالى باز نمىگردد و از امام صادق عليه السلام نقل است كه فرمود:
كسى كه در ماه رمضان آمرزيده نشود تا رمضان آينده آمرزيده نمىشود مگر آن كه در عرفه حاضر شود. «۴» و نيز فرمود:
در غروب عرفه، خدا همه گناهان زائران خود را مىبخشد. بر اين اساس حضرت باقر عليه السلام در آداب روز عرفه هيچ سائلى را نا اميد برنمىگرداند. «۵»
رسول اکرم فرمودند:
حق تعالى در هيچ روزى به اندازه روز عرفه، بندگان را از آتش دوزخ آزاد نمىكند و خداوند به فرشتگان نظر مىافكند و افتخار مىكند و مىفرمايد:اينها چه مىخواهند؟! «۶»
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به امام على عليه السلام فرمود: آيا دعاى روز عرفه را به تو بياموزم كه دعاى پيامبران پيش از من است، سپس فرمود: مىخوانى؛
لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، يُحْيى وَ يُميتُ وَ هُوَ حَىٌّ لايَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىءٍ قَدِيرٌ.
اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ كَالَّذى تَقُولُ وَ خَيْراً مِمَّا نَقُولُ وَ فَوْقَ ما يَقُولُ الْقائِلُونَ.
اللَّهُمَّ لَكَ صَلاتى وَ نُسُكى وَ مَحْياىَ وَ مَماتى وَ لَكَ بَراءَتى وَ لَكَ حَوْلى وَ مِنْكَ قُوَّتِى.
اللَّهُمَّ إِنِّى اعُوذُ بِكَ مِنَ الْفَقْرِ وَ مِنْ وَسْواسِ الصَّدْرِ وَ مِنْ شَتاتِ الْأَمْرِ وَ مِنْ عَذابِ الْقَبْرِ.
اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ خَيْرَ الرِّياحِ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ ما تَجِىءُ بِهِ الرِّياحُ وَ أَسْأَلُكَ خَيْرَ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ.
اللَّهُمَّ اجْعَلْ فى قَلْبِى نُوراً وَ فى سَمْعِى وَ بَصَرى نُوراً وَ فى لَحْمى وَ عِظامى وَ فِى عُرُوقى وَ مَقْعَدى وَ مَقامى وَ مَدْخَلى وَ مَخْرَجى نُورَاً وَ أَعْظِمْ لى نُورَاً يا رَبِّ يَوْمِ أَلْقاكَ، إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىءٍ قَديرٌ. «۷»
جز خداى يكتاى بىشريك معبودى نيست. سلطنت و ستايش از آن اوست.
زنده مىكند و مىميراند و او زندهاى است كه نمىميرد. خير در دست اوست
و او بر هر چيز تواناست.
خدايا! حمد براى توست با آنگونه كه خود مىستايى و بهتر از آنچه ما مىگوييم و بالاتر از آنچه گويندگان مىگويند.
خدايا! نماز و عبادتم، زندگى و مرگم و بيزارى جستنم براى توست، توان و نيرويم از توست.
خدايا! از فقر و وسوسههاى درون و پراكندگى كار و عذاب قبر به تو پناه مىبرم.
خدايا! بهترين نسيمها را از تو مىطلبم و از شرّ آنچه طوفانها مىآورد به تو پناه مىبرم و از تو خير شب و روز را مىخواهم.
خدايا! در دل و گوش و چشمم و در گوشت و استخوانها و رگهايم، در جايگاه نشستن و ايستادنم و در ورود و خروجم، نور و روشنايى قراربده و روزى كه تو را ديدار مىكنم، فروغ مرا بزرگ بدار كه تو بر هر چيز توانايى.
(1)- من لايحضره الفقيه: 2/ 211، حديث 2182؛ وسائل الشيعة: 13/ 555، باب 21، حديث 18431.
(2)- بروج (85): 2- 3.
(3)- مجمع البيان فى تفسير القرآن: 10/ 315، ذيل آيه 3 سوره بروج؛ تفسير القرطبى: 19/ 283- 284.
(۴)- بحار الأنوار: 93/ 342، باب 46، ذيل حديث 6؛ دعائم الاسلام: 1/ 269.
(۵)- بحار الأنوار: 93/ 180، باب 21، حديث 21؛ ثواب الأعمال: 142.
(۶)- كنزالعمال: 5/ 65، حديث 12072؛ الدرّ المنثور: 1/ 227.
(7)- بحار الأنوار: 95/ 215، باب 2، حديث 3؛ إقبال الأعمال: 338.